



به محض اینکه کلام من منعقد شد سکوت همه جا رو فرا گرفت . 
بعد یکی از کارشناس ها یه نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و گفت : میشه بفرمایید حضرت عالی چطور معضل بیکاری رو حل می کنید ؟!!!
من هم با اعتماد به نفس کامل گفتم : برای انجام این امر اول باید یه کارگروه پژوهشی درست کرد . بعد این کارگروه یه کار میدانی انجام بدن راجع به اینکه کالاهایی که وارد کشور میشه و ما توان تولید اون رو به لحاظ امکانات ومواد اولیه داریم رو شناسایی کنیم و برای اونها یه پروسه ی تولید و توزیع و مصرف تعریف کنیم . و از طرف دیگه کالاهایی که به صورت خام و بدون بسته بندی صادر میشن رو شناسایی کنیم و برای اونها هم پروسه تولید و توزیع و مصرف تعریف کنیم . بنابراین مطمءن باشید بخش اعظم بیکاری با این اقدام حل میشه . وقتی صحبتم به اینجا رسید یه نگاهی به کارشناسها کردم دیدم فکورانه دارن همدیگه رو نگاه میکنن 
بعد برای اینکه مزاحم فکر کردن کارشناس ها نشم از اتاق زدم بیرون !!!


فکر کنم حدود بیست و یک سال از این تاریخ داره میگذره و کارشناس ها هنوز دارن در مورد حل معضل بیکاری طرح و برنامه میدن 